شاید وقتی دیگر... چاپ
تاریخ : چهارشنبه 4 مهر ماه سال 1386
یه شب مهتاب ماه میاد تو خواب
منو می بره از توی زندون مثل شب پره با خودش بیرون
میبره اونجا که شب سیاه
تا دم سحر شهیدای شهر
با فانوس خون جار میکشن
تو خیابونا سر میدونا
یه شب ماه میاد.....





