تاریخ : یکشنبه 15 مهر ماه سال 1386
آغاز دستهای تو بود با گریهکنم هایت
کنار ویرانی کلمات
و انحنای تن حوا میعادگاه تنفس و گاه بود
و خواهش دست بر خیس میباردمهایم
نگاه کن به آب و این خلوت آبی
گیاه شیشهترین و ماه پوشیده
پیراهن تشنج من و عشق که میگذرد
با پاهای گناه از میگذریهایم
که من از شاید آمدهام
که تو از هرگز من با دستهایت آمدهیی
و لیوانی پر از موسیقی تا من شنومهایت.
کنار ویرانی کلمات
و انحنای تن حوا میعادگاه تنفس و گاه بود
و خواهش دست بر خیس میباردمهایم
نگاه کن به آب و این خلوت آبی
گیاه شیشهترین و ماه پوشیده
پیراهن تشنج من و عشق که میگذرد
با پاهای گناه از میگذریهایم
که من از شاید آمدهام
که تو از هرگز من با دستهایت آمدهیی
و لیوانی پر از موسیقی تا من شنومهایت.

