Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic باغ ستاره - مرداد 1385
  چاپ
تاریخ : دوشنبه 23 مرداد ماه سال 1385

مرگ از زندگی پرسید : " این چه حکمتی است که باعث می شود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم ؟! " زندگی لبخندی زد و گفت : " دروغ هایی که در من نهفته است و حقیقت هایی که تو در وجودت داری

من و تو هر دو به یک شهر و زهم بی خبریم هردو دنبال دل گمشده در بـه دریم

ما کـه محتاج نفسهـای همیـم آه چـرا؟ از کنار تـن یخ کرده هم می گذریـم

*************************

غریبانه

هر چی آرزوی خوبه مال تو هر چی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو اون شبای بی قراری مال من

منم حسرت با تو ما شدن تویی و بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه اول دوراهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین شد

دلتو شکسته بودم همه قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا

اما بیتابمو بی تو مثل تو تنهای تنها

ولادت  چاپ
تاریخ : دوشنبه 16 مرداد ماه سال 1385

پدر جان تو خوبی تو آرامشی

تو یک باغ سبز گل خواهشی

نگاهت شکوفه دلت باغ نور

تو کوهی تو کوهی تو سنگ صبور

پدر جان تمام وجودم تویی

پدر هستی ام،تار وپودم تویی

روز پدر وولادت با سعادت حضرت علی(ع)مبارک باد.

  چاپ
تاریخ : شنبه 14 مرداد ماه سال 1385
راز آب از دیار دریا با مهر مادرانه آهنگ خاک میکرد @ بر گرد خاک میگشت گرد ملال او را از چهره پاک میکرد @ از خاکیان ندانم ساحل به او چه می گفت کان موج نازپرورد سر را به سنگ میزند خود را هلاک میکرد! فریدون مشیری
  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد ماه سال 1385

شبانه

کوچه ها باریکن،دکونها بستن

خونها تاریکن تاقها شکستن

از صدا افتاده تار و کمونچه

مرده می برن کوچه به کوچه

***

نگا کن مرده ها به مرده نمیرن

حتی به شمع جون سپرده نمیرن

شکل فانوسین که اگه خاموشه

واسه نفس نیست هنوز نفت توشه

***

جماعت من دیگه حوصله ندارم

به خوب امید واز گله ندارم

گرچه از دیگرون فاصله ندارم

کاری با کار این قافله ندارم!

شبانه  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد ماه سال 1385

شبانه

یه شب مهتاب

ماه میاد تو خواب

منو میبره از توی زندون

مثل شب پره

با خودش بیرون،

میبره اونجا که شب سیاه تا دم سحر

با فانوس خون

جار میکشن

تو خیابونا

سر میدونا

عمو یادگار

مرد کینه دار

مستی یا هشیار

خوابی یا بیدار؟

                                                                     ***

مستیم و هشیار

شهیدای شهر

خوابیم و بیدار

شهیدای شهر

آخرش یه شب

ماه میاد بیرون،

از سر اون کوه

بالای دره

روی این میدون

رد میشه خندون

یه شب ماهمیاد

یه شب ماه میاد...

احمد شاملو

   1      2    >>